+
تاريخ ساعت 5:42 PM نويسنده Sahar
|
دوست داشتن
ربطي به ديدن ندارد
آدم ها خدا را هم
هنوز دوست دارند...
+
تاريخ ساعت 4:50 PM نويسنده Sahar
|
((غرور نمی تواند حقیقت را پنهان کند))
+
تاريخ ساعت 5:1 PM نويسنده Sahar
|
من نگاه تو را شعر می کنم و تو
شعر مرا نگاه می کنی
بازی عجیبی ست
شعر نگاه تو
روی قافیه های دلم می نشیند
و زبانم
این دیوانگی را می سراید
تو را به این نگاه عاشقانه قسم
به این تپش پر اضطراب که بر جانم می کوبد
به این امید که در قلبم جوانه می زند
تو را به تمامی عشق قسم
شعر چشمانت را از من مگیر
من با نگاه تو شاعر شدم...
+
تاريخ ساعت 10:53 PM نويسنده Sahar
|
رفتــــــــه ای؟؟؟
بعضی ها بهش میگن ( قِسمت )
من بهش میگم ( به دَرَک )
+
تاريخ ساعت 5:4 PM نويسنده Sahar
|
پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم.
اگر نمی آیی
اینقدر
پنجره ها را زجر ندهم
چشم هایم به جهنم !
+
تاريخ ساعت 12:36 PM نويسنده Sahar
|
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
+
تاريخ ساعت 3:52 PM نويسنده Sahar
|
یــــــــــــــــــــــــــــــاد بگیر:
گاهی نباید ناز ڪـــــشید ؛
انتظار ڪـــــشید ؛
آه ڪـــــشید ؛
درد ڪـــــشید ؛
فریاد ڪـــــشید ....
تـنـﮩـآ باید دست ڪـــــشید و رفت ...
+
تاريخ ساعت 11:2 PM نويسنده Sahar
|
اوکه میرود نمیفهمد!
اماآنکه بدرقه میکند میداندکه کاسه آب معجزه نمیکند!
+
تاريخ ساعت 2:32 PM نويسنده Sahar
|
دلم یک غریبه می خواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم
...
تا کمی کم شود این همه بار ...
بعد بلند شود و برود
انگار نه انگار.....
+
تاريخ ساعت 11:10 PM نويسنده Sahar
|